پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
35
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
ذكر همه كس بر اهميّت اين كلمه در عرفان اسلامى واقف است . اين كلمه به صورت اسمى يا فعلى بارها در قرآن آمده است ، ولى ظاهرا مقاتل تمامى غناى معنايى آن را در نيافته است ، شايد به سبب آنكه از اين شكل دعا كه عبارت از « ذكر قلب » است آگاهى ندارد . تفسير او در اينجا ملهم از تعاليم مرجئه است ، البته بى آنكه بر آن پا فشارى كند . مىگويد « ذكر خدا » يعنى به جاى آوردن نماز ، و نماز ( صلاة ) براى او همواره همان نمازى است كه از فرايض دين ( المكتوبة ، المفروضة ) است ، چنان كه در آيهء 37 نور و آيهء 9 جمعه مىخوانيم ( رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ ؛ إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ) . به همين سبب است كه در آيات 103 آل عمران و 41 احزاب و 10 جمعه ، اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً غالبا با عبارت باللّسان ( با زبان ) تصريح شدهاست ، چنان كه گويى خواسته است هر نوع ذكر ديگر را از شمول آن خارجكند . در سه آيه كه « ذكر » صريحا مربوط به قلب آمده است ( الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ، رعد ، 28 ؛ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ، زمر ، 23 ؛ أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ، حديد ، 16 ) ، مقاتل « ذكر » را ديگر به « نماز » ترجمه نمىكند ، بلكه به قرآن ، وحىالهى اختصاصا مربوط به نويدها و انذارهاى آخرت ، ترجمه مىكند . تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ به تعبير مقاتل ، به اين معنى است كه « دلهاشان به قرآن ، يعنى به آنچه در آن دربارهء ثواب و عقاب گفته شده است ، آرام مىگيرد » . با اين همه ، يك بار ( بقره ، 152 ) محتوايى كه به كلمهء « ذكر » مىدهد اطاعت ، به عنوان مجموع اعمال شرعى است : « فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ : از من ياد كنيد ( به اطاعت ) تا از شما ياد كنم ( به نيكى ) » ، و اين معنى را در تفسير آيهء 45 عنكبوت چنين توضيحمىدهد : « وقتى كه نماز به جاى مىآورى ، از خدا ياد مىكنى ، خدا از تو به نيكى ياد مىكند ؛ ياد خدا از تو بزرگتر از ياد تو از خدا در نماز است » ( وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ) . چنان كه مىبينيم - و چنان كه بارها پيش مىآيد - تفسير مقاتل نمىتواند به غناى معنايى كه « ذكر » در قرآن در بر دارد دست يابد ، و مخصوصا از هر گونه جنبهء عاطفى و شور مذهبى كه مثلا در اين دو آيه ديده مىشود تهى است : فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ : در خانههايى كه خدا اذن مىدهد كه آنها را برافرازند و در آنها نام خدا را ذكر كنند ، بامدادان و شامگاهان مردانى او را تسبيح مىكنند كه نه بازرگانى و نه خريد و فروختى آنها را از ذكر خدا باز نمىدارد ( نور ، 36 و 37 ) . حسن بصرى ( متوفّى 110 ) كه مقاتل احتمالا او را مىشناختهاست از « ذكر » با عباراتى سخنمىگويد كه حاكى از ديد مذهبى بسيار درونىترى است .